سيد محمد باقر برقعى
4114
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
من كودك زار و دردمندم 1684 * من كه از روز ازل با خوبرويان خو گرفتم 745 من كه با ياد تو پيوسته وصالى دارم 2096 * من كه بينى دور از يار و ديار افتادهام 3386 من كه راضى شدهام رزق مقدر شده را 1836 * من كه راه خويش را زان راهبر مىخواستم 3836 من كه عمرى را در اين دنياى فانى سوختم 1412 * من كه مشكل سبب گرمى بازار تو باشم 2220 من كيستم ؟ اسيرى از روزگار خسته 646 * من كيستم ؟ به كنج قفس بال بستهاى 533 من كيستم ؟ تبهشده سامانى 3681 * من كيستم ؟ شرارهء خاموش گشتهاى 455 من كيم ؟ اندر ضمير روزگار ، افسانهاى 1211 * من كيم ؟ دوزخى روى زمينم اى دوست ! 1843 من كيم ؟ شيداى تنها ماندهاى 882 * من كيم ؟ مرغك پرسوختهاى 1790 من گرد پاىبسته و مىدانم آرزوست 151 * من گرفتار قد و قامت دلجوى توام 1777 من گفتگوى زلف تو با دل نمىكنم 1252 * من گل زرد را ندارم دوست 927 من گل سرخ و لاله دارم دوست 3905 * من لالهء خونيندل دشت جنونم 1170 من منتظر مقدم جانانهام امشب 3453 * من منكر آن كهنهپرستم كه همه عمر 3750 من موى تو را چو مشك و عنبر گفتم 1700 * من مهين فرزند كارم ، سستىام در كار نيست 1548 من نامهء خويش را سيه خواهم كرد 659 * من ندانم به چه تشبيه كنم روى تو را 3455 من ندانم به نگاه تو چه رازيست نهان 1558 من ندانم گفت آرى زير لب ، يا گفت نه 1743 * من نگويم ، كه به درد دل من گوش كنيد 351 من نه امشب در فراقش تا سحر خواهم گريست 2038 * من نه تنها بر خود از بار گران بگريستم 2946 من نى نيزار عشقم ، از نيستان آمدم 3877 * من و انديشهء آزادى و عشق و يارى 1921 من و عشق رخ چون ماهتابت 2789 * من و عشق ماهرويى ، كه ز من جدا نباشد 3367 من واژگون ، من واژگون ، من واژگون رقصيدهام 3586 * منت از جان مىبرم تا آبرو بر جا بود 2988 منتپذير همت بىتكيهگاهىام 1315 * منادى ( شعر نو ) 3654 منزلگه مقصود نديديم و گذشت 3140 * منظور خود به شعر بيان مىكنيم ما 1751 منظور من از ديدن مه ، روى تو باشد 2934 * منظورم ار نكرده بهسويم نظر هنوز 1037 منم آن زورق پاروشكسته 3970 * منم آن مرغ بىپروا ، كه از غم آشيان دارم 3095 منم بيمار عشق و از طبيب خود دوا خواهم 122 * منم پيمبر و شعرم نويد آزاديست 2474 منم درد آشنا ، دلدادهء سردرگريبانى 643 * منم ساحل ، تويى موج خروشان ! 3377 منم شقايق دشت سياه تاريكى 80 * منم كز سينه آهى مىكشم وقت سحرگاهى 3804 منم كه تشنهء عشقت فكنده بى خود و مستم 1265 * منم كه كشتهء بيداد عهد خويشتنم 3059 مو خودم خوب مىدونم تو دل تو جاى منه 2088